عصر ایران ؛ نهال موسوی - چند قسمت از برنامه برمودا کامران نجف زاده از شبکه نسیم پخش شده است و افرادی چون مهدی تاج، اسدالله یکتا، محمدرضا حیاتی، ابوالفضل پورعرب و ... به عنوان مهمان حضور داشتهاند. قابل ذکر است سازندگان برنامه اعلام کردهاند: «برمودا با شعار "به وقت پیدا شدن" محیطی دوستانه را برای مهمانان خود ایجاد میکند و با چالشهایی که در هر برنامه طراحی خاص خود را دارد، مهمانهای خود را در موقعیتهای غافلگیرکنندهای قرار میدهد.»آنچه تا به امروز دیدهایم جدای از تغییرات ظاهری کامران نجف زاده - چون کاشت مو، چاق شدن و ... - در واقع موقعیت چندان خاص یا چالشی با مهمانان برنامه هم نبوده است. یعنی بر خلاف آنچه خالقان برنامه ادعا دارند چندان برنامه چالشی هم نبوده است.اسم برمودا تداعی کننده همان مثلث برمودا و گم شدن افرادی در آن مکان است که دیگر هیچ گاه اثری از نها پیدا نشد، حال وجه تسمیه آن برای چنین برنامهای چیست باز جای پرسش است! اگر قصد بر این است که بگویند در این برنامه سراغ افرادی میروند که سالها از آنها دیگر خبری نبوده و نیست که باید اسم برنامه را «آنتی برمودا» یا «ضد برمودا» میگذاشتند چون در اینجا افراد پیدا میشوند نه گم!نکتهای که در همان نگاه اول هم به شدت به چشم میآید طراحی صحنه و فضای دکور برنامه است که البته تو ذوق میزند، با یک نگاه به این دکور متوجه بی ربط بودن عناصر داخل آن و ترکیب رنگ و فضا میشوید. آن میز و صندلی ریاستی در وسط و بالای صحنه چه ربطی به این برنامه گفتگو محور دارد؟ این مبلهای چستر زرشکی وسط صحنه که نجف زاده و مهمانش بر روی آنها مینشینند دیگر چیست؟ چنین موقعیتی به یاد آورنده رئیسهای ادارات و مدیرعاملهای شرکتها و سازمانهاست که دفترهای بزرگ
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در هفتمین سالگرد درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی از پایهگذاران جمهوری اسلامی ایران و یکی از مشهورترین رجال تاریخ معاصر سخنی باید نوشت که پیشتر ننوشته باشیم یا از زبان دیگران نیامده باشد یا دستکم برای مخاطبان مستمر زاویۀ تازهای بگشاید. نکاتی از این دست را که به اعتدال و مدارا باور داشت یا امام خمینی را به پایان جنگ 8 ساله مجاب کرد یا بهتر آن بود که در مرحلۀ دوم انتخابات 84 انصراف میداد تا رقابت فینال میان مهدی کروبی و محمود احمدینژاد شکل گیرد یا دیگران نوشته و گفتهاند یا در نوشتههای همین نویسنده خواندهاید. دربارۀ فقرۀ آخر توضیح دهم که اگر در مرحلۀ دوم 84 کنار میرفت در رقابت کروبی و احمدینژاد ادعای تقابل توده و اشرافیت یا شعارهای پوپولیستی به برگ برندۀ احمدینژاد بدل نمیشد زیرا بر خلاف نکوهشهای روشنفکران و طبقۀ متوسط در تحقیر و تخفیف شعار 50 هزار تومان برای هر ایرانی بالای 18 سال کروبی -که گویا ایدۀ بهروز افخمی در مصاحبۀ با او بود- برای پایگاه رأی احمدینژاد هم جاذبه داشت. مهمتر اما اگر کروبی میبرد جریان اصلاحات ولو به شکل کلاسیک ادامه مییافت و اگر هم باز، احمدینژاد منت هاشمی بر سر او بود چرا که در مرحلۀ اول نفر نخست بود و این همانی است که در تبلیغات گفته نمیشود و انگار انتخابات 84 یک مرحلهای بوده است. این نوشته در هفتمین سالگرد هاشمی رفسنجانی بر چند نکته درنگ دارد: نخست این که همواره اصرار داشت ثابت کند روحانیون شیعه میتوانند دنیای مردم را هم آباد کنند. او که به اتفاق برادرش با خودرو ایالتهای مختلف آمریکا را از نزدیک دیده و به اروپا هم سفر کرده بود برای دنیاگریزی و سر در جیب مراقبت فروبردن معمم نشده بود و جالب این که در میان
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
۳. آخر تو را به خدا یکی بگوید سیمای کدام یک از این دو دختر به جاسوسها میماند؟! لابد میگویید مگر قرار است روی پیشانی جاسوس بنویسند جاسوس؟! این را میفهمم. ولی جاسوس آن است که کسی حدس هم نمیزند و به مردم اطلاعرسانی نمیکند. بلکه به جایی که مامور شده اطلاعات میدهد و ظاهر و رفتار را هم انطباق داده تا شک نکنند. هنوز بر سر این که «اشرف مروان » داماد جمال عبدالناصر رهبر مصر و مشاور ارشد جانشین او ( انور سادات) جاسوس اسراییل بود یا نه و عملیات ۷ اکتبر ۱۹۷۲ را او لو داد یا نه بحث است. ۴. وقتی جامعه قبول نکرده عباس امیرانتظام که یک چهره سیاسی بود واقعا جاسوس بوده به طریق اولی درباره این دو دختر خبرنگار هم نمیپذیرد و نپذیرفته است. ۵. برای ساختار سیاسی خوب نیست که زندانی در جامعه محبوبیت و مقبولیت داشته باشد. همین چند شب پیش میهمان برنامه تلویزیونی «شیوه» در شبکه چهار احمد زیدآبادی بود که اعتبار و اشتهار او بیش از آنچه نوشته به خاطر ۶ تا ۷ سال زندان است. چون بحث حکم قضایی مطرح است و آزادی الهه و نیلوفر قطعی نیست و به قد وثیقه بسیار سنگین ۱۰ میلیارد تومانی و تا رای قطعی دادگاه تجدید نظر است این نکات به همین ۵ مورد ختم شود بهتر است و اساسا این نوشته کاری به حکم ندارد. موضوع -آن چنان که امیدوارم منتقل کرده باشم- این است که چرا برخی از خبر آزادی دو دختر خبرنگار زندانی نه تنها خوشحال نشدند بلکه بر قوه قضاییه خرده گرفتند؟ مصلحت سیاسی و تبلیغات بیگانگان به کنار. مثلا خیال میکنند بیرون باشند دست به قتل و جنایت میزنند و میروند جایی بمب میگذارند یا دوست دارند هر که مثل آنان نمیپوشد و مانند آنان نمیاندیشد یا ساکت باشد یا در زندان؟ اگر این باشد که اکثریت مردم باید در زندا
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
کانت مقالهی مشهوری با عنوان «در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟» دارد که در سپتامبر ۱۷۸۴ نوشتهاست. یدالله موقن با توجه به ترجمههای مختلفی که از این مقاله منتشر شدهاست، ترجمهی شخصیاش را در سایت انگاره منتشر کرد.انگاره نوشت: «ترجمههای متعددی به زبان انگلیسی از مقالهی مشهور کانت «در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟» موجودند. مترجم این ترجمهها را در اختیار داشته و از آنها سود برده است. علاوه بر اینها متن آلمانی مقالهی کانت را در مجموعه آثار کانت (ویراستهی ارنست کاسیرر و همکارانش) نیز مد نظرداشته است. کاسیرر مدعی است که فلسفهی کانت قلهی فلسفهی روشنگری است و در نقدی که بر کتاب هایدگر: «کانت و مسالهی متافیزیک» نوشته میگوید که کانت فیلسوف روشنگری بود و فیلسوف روشنگری باقی میماند اگر این طور باشد پس دانستن نظر کانت در بارهی روشنگری اهمیت بسیار دارد. در این مقاله کانت به روشن ترین وجه رویهی قاطع عقلی فلسفهی روشنگری و نیز خصوصیت تاریخی آن و ماموریتش را بیان میکند.فلسفهی روشنگری در برابر بینش قرون وسطایی، که ادعا میکرد قدرت خود را از اعتقاد به وحی انبیای بنی اسراییل وعیسی بن مریم به دست میآورد و عمدتاً از طریق سنت و حکومتهای تئوکراتیک پشتیبانی میشد، بینش دیگری را میگذارد که بر خرد و قدرتهای فهم استوار است. اندیشهی اساسی که زیر ساخت همهی گرایشهای روشنگری است این اعتقاد است که فهم بشر بر پایهی قدرت خود و بدون کمکِ فوق طبیعی، توانایی درک سیستمِ جهان را دارد و این شیوهی تازهی فهمِ جهان به شیوهی تازه ای برای سلطهی بر جهان میانجامد.روشنگری برای شناختِ جهانشمول این اصل (یعنی توانایی فهم بشر برای درک جهان طبیعی و جهان انسانی) در قلمروهای علوم طبیعی و عقلی یعنی در قلمر
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
علیرضا خامسیان در یادداشتی در جماران نوشت: آقای ابراهیم رئیسی به مناسبت روز دانشجو به صورت مدیریت شده به دانشگاه شهید بهشتی رفت و در یک فضای بدون پرسشگری و مطالبه گری به ایراد سخن پرداخت و در مکانی که متعلق به نخبگان است گفته: "بدون تعارف میگویم یکی از شاخصهای نخبگی را وطن دوستی میدانم. نخبگی اجازه میدهد که خدمت به کشور را رها کنید و به این بهانه که فلان جا مقداری بیشتر به من پول میدهد پس به آنجا بروم؟" آقای رئیسی با تقلیل علت مهاجرت نخبگان به مسائل مادی اولا به قشر وسیعی از نخبگان اتهام وارد کرد ثانیا با گفتن این سخن خواسته فرار رو به جلو کند.آقای رئیسی؛ نخبگان در دوره زعامت شما احساس امنیت نمی کنند که در کشور بمانند کافی است به برخوردهایی که با اساتید دانشگاه شده است رجوع کنید تا متوجه شوید که وزارت علوم شما و دیگر نهادهایی که در امورات دانشگاه دخالت می کنند چه بلایی بر سر اساتید دانشگاه آورده اند.از سوی دیگر اعتماد اجتماعی یکی از متغیرهای زمینهای است که میتواند گرایش به مهاجرت را تحت تاثیر قرار دهد. کشورهای دارای اعتماد اجتماعی در سطوح بالاتر کمتر فساد میکنند، میزان برابری اقتصادی بیشتری دارند و تلاش بیشتری برای کمک به کسانی که منابع کمتری دارند، میکنند و در نتیجه مهاجرت کمتری به خارج از کشور دارند. شوربختانه در کشور ما اعتماد اجتماعی در سطح بسیار پایینی قرار دارد و به همین دلیل نخبگان راهی جز مهاجرت پیش روی خود نمی بینند .مهمتر آنکه وضعیت حکمرانی در ایران بی تردید بر مهاجرت نخبگان تاثیر فوق العاده ای دارد با تداوم شیوه حکمرانی فعلی شک نکنید تا چند سال آینده باید با ذره بین به دنبال نخبه ای در کشور بگردید.آقای رئیسی، شما که رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
برترینها: سید ابراهیم رییسی به مناسبت سالگرد ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ که نام او را به عنوان هشتمین رییس جمهوری اسلامی ایران ثبت کرد در مقابل دوربین سیما قرار گرفت و گزارش داد در این دو سال چه کرده است.رئیسی در بخشی از صحبتهای خود درباره نامزدی خود در انتخابات 1400 گفت: شرایط خاصی بر کشور حاکم بود و این محصول دشمنی دشمنان بود، اما محصول عملکرد دولت در آن زمان هم بود و بنده احساس کردم که اگر در آن شرایط نیایم، برخلاف وظیفه و تکلیف خود عمل کردم و بر این اساس احساس کردم برای ایجاد امید و افزایش مشارکت مردم در انتخابات شرکت کردم.رئیسی گفت: حتی برای افزایش مشارکت پیگیری کردم که صلاحیت برخی از افراد که تأیید نشده بود، مورد بررسی مجدد قرار گیرد و آنان هم به عرصه بیایند و خودشان هم گفتند که اگر ما بیاییم هم نتیجه انتخابات عوض نخواهد شد. البته در همان زمان هم سنجشها نشان میداد که برنده انتخابات کیست.وی تاکید کرد: برای آنکه مشارکت بیشتر شود و ناامیدی مردم تبدیل به امیدواری شود و وضعیت به نفع زندگی مردم تغییر کند، این انگیزه برای حضورم در انتخابات بود و اگر زمان بازگردد، باز همین تصمیم میگیرم به میدان بیایم و در انتخابات شرکت کنم و پشیمان و نادم نیستم.یک کاربر طناز توئیتری با تصویر زیر به صحبتهای رئیسی درباره افزایش مشارکت مردم با حضورش در انتخابات واکنش نشان داد:
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
7 سال ساده از جواد خیابانی نشان میدهد که برگزاری جام جهانی در ایران بیشتر یک رویای کودکانه است تا یک واقعیت آشکار عصرایران؛مصطفی داننده- جواد خیابانی گزارشگر و مجری تلویزیون بازهم در اظهارنظر عجیبی گفته است:« فیفا فاسد است و میزبانیهای جام جهانی به شکل درستی انتخاب نمیشود، مگر ما چه چیزی کمتر از یونان و یا مصر داریم. ما میتوانیم جام جهانی را برگزار کنیم.»این حرفهای جواد خیابانی خندهدار است و واقعا میشود با یک لبخند از کنار آن عبور کرد اما مسئله این است که متاسفانه برخی از مسئولان کشور هم اینگونه فکر میکنند. زندگی به دور از واقعیت و غوطهور در دنیای شعار میشود همین که میبینید.در این دنیاست که یکی مثل جواد خیابانی، تریبون میگیرد و هر هفته تخیلات خود را به زبان میآورد و دیگران را متهم میکند که فقط کاستیها را میبیند.به نظرم جواد خیابانی و معاون وزیر کشاورزی که گفته بود«ایران قادر به تامین آب مصرفی دو میلیارد انسان است.» میتوانند دوستان گرمابه و گلستان هم شوند. البته این حلقه دوستی بقدری میتواند گسترده شود که تمام گرمابه و گلستانها را پر کند.بله، ما هم میتوانیم میزبان جام جهانی باشیم اما اگر به این چند سوال ساده پاسخ بدهیم.اول: چند ورزشگاه ایران آماده برگزاری بازیهای جام جهانی با آن سطح بالاست؟ هنوز که هنوز است میگویند ورزشگاههای ایران زیر ساخت پذیرایی از بانوان را ندارد! حالا چگونه میشود همان ورزشگاهها میزبان مهمترین بازیهای فوتبال جهان باشند؟دوم: با مسئله حجاب تماشاگران خارجی و توریستهایی که به کشور ما میآیند چه میکنید؟سوم: اگر حامی مالی مسابقات یک کارخانه تولید مشروبات الکلی بود یا یک شرکت شرطبندی، حاضر هستید تبلیغات آنها را در ورزشگاه آزادی ن
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - دولتشهر (City-state) شکلی از جامعۀ سیاسی است که قلمروی آن یک "شهر" است. این شکل در دوران کلاسیک تمدن یونان پدید آمد و نام باستانی آن "پولیس" بود. قلمروی پولیس آن قدر محدود بود که تقریبا همۀ شهروندان یکدیگر را میشناختند. کانال عصر ایران در تلگراموسعت کم دولتشهرها زمینۀ شکلگیری "دموکراسی مستقیم" را در آنها فراهم میکرد. اگرچه بسیاری از آنها نظامهای پادشاهی یا آریستوکراتیک (اقلیت صالح: اشرافیت) یا الیگارشیک (اقلیت فاسد) داشتند ولی اگر بنا بر شکلگیری دموکراسی در این دولتشهرها بود، دموکراسیِ مستقیم در آنها برقرار میشد و نیازی به "نمایندگی سیاسی" نبود.در باب منشأ دولتشهرها نظرها ناهمگون است. برخی از مورخان گفتهاند نظامهای قبیلهای آغازین، حدود 1000 سال قبل از میلاد مسیح، در یک دورۀ از هم گسیختگی، در شبه جزیرۀ یونان، جزیرههای و غرب آسیای صغیر مستقر شدند و هستۀ دولتشهرها را بوجود آوردند.با رشد بازرگانی و افزایش جمعیت در آنها، گروههایی از مردم این دولتشهرها به خارج کوچ کردند و دولتشهرهایی تازه در کرانههای مدیترانه و دریای سیاه ایجاد کردند. این کوچ تاریخی حدود 750 تا 550 سال قبل از میلاد مسیح رقم خورد.در دوران رونق "پولیس"های یونانی، هر شهر یک دولت یا یک جمهوریت بود که از مردمانی که درون یک شهربند (حصار) زندگی میکردند، تشکیل میشد. این صورت از نظم سیاسی در شهرهای قرون وسطایی ایتالیا نگاهداشته و بازآفریده شد.هزاران دولتشهری که در این سدهها بوجود آمدند، هر یک شیوۀ حکومت زندگی خود را، از پادشاهی گرفته تا کمونیسم، داشتند و اصول اساسی زندگی سیاسی آنها را فیلسوفانشان تئوریزه میکردند.این دولتشهرها پایۀ تمدن یونانی-رومی و تمدن جدید غربی را گذاشتند و اصول
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - جماعت یا انبوه خلق (Crowd) در علوم سیاسی به جمعی پرتجانس گفته میشود متشکل از افراد هیجانی، نفوذپذیر، با سرعت واکنش بالا، مقلد، تلقینپذیر، و بیسازمان که معمولا در یک جا گرد میآیند و با یکدیگر ربط مییابند و به جنبوجوش میپردازند. در جریان این جنبوجوش، چون هر کس تحت تاثیر دیگران قرار میگیرد و به نوبه خود بر دیگران تاثیر میگذارد، هیجانات نسبتا مشابهی که به صورت فریاد و کف زدن و مشت گره کردن و احیانا یورش و خرابکاری تظاهر میکنند، در جمع به وجود میآید. جماعت در اشخاص سه تغییر مهم پدید میآورد: در هم شکستن فردیت، کنش خودبهخودی، احساس ایمنی. عوامل مهمی که باعث حفظ جماعت و تحکیم تجانس آن میشوند، عبارتند از: تمکین به رهبران، وسعت جماعت، نظم.هر چه نظم خودبهخودی جماعت بیشتر باشد، فردیتها با سهولت بیشتری در جمع مستهلک میشوند. از این رو، رهبران جماعتها میکوشند که رفتاری منظم و موزون در جماعتها ایجاد کنند و به این منظور از شعارهای یکنواخت و حرکات موزون و سخنان مسجع و شعر و آواز سود میجویند.گوستاو لوبون (1931-1841) فیلسوف فرانسوی در کتاب "روانشناسی جماعتها" میگوید فعالیت روحی جماعتها مرکب است از: اذهان مطیع و منکوب.در جوامع مدرن، جامعه باید نوع جدیدی از رهبران را برای جماعات تدارک بیند. در غیر این صورت اشخاص عوامفریب، جماعات را آلت دست خود قرار خواهند داد.با این حال هیجانات دستهجمعی همواره ناشی از دلایل و انگیزههای اجتماعی است و نمیتوان به نحو مطلق از رفتار غیرارادی انبوه خلق سخن گفت.معمولا انقلابیون و رژیمهای توتالیتر به جماعت یا انبوه خلق علاقه دارند چراکه حضور جماعت انبوه را نشانۀ مشروعیت اهداف و اقدامات خودشان میدانند. ولی تجربۀ تاریخی نشان
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - فساد سیاسی (Political Corruption) یعنی استفاده از قدرت سیاسی برای هدفهای شخصی و نامشروع. فساد مالی و اداری نیز از جنبههای مهم فساد سیاسیاند. ویتو تانزی، اقتصاددان ایتالیایی-آمریکایی معاصر، فساد را رعایت نکردن عمدی ضابطه و اصل بیطرفی به قصد استفاده از نفع و امتیاز برای خود یا افراد وابسته و نزدیک به خود میداند و مقرراتی مثل صدور انواع مجوز و اجازهنامه، منطقهبندی فعالیتها و انواع مقررات دیگر دارای ارزش اقتصادی زیاد را یکی از عوامل مهم فساد دانسته است. وی معتقد است در هر کشوری معمولا چند عامل، نقش و میزان تاثیر فساد را تعیین میکنند: 1- دولت و مجموعه ابزارهای مورد استفادۀ آن 2- خصوصیات اجتماعی جامعه (مثلا در مناسبات اجتماعی-اقتصادی تا چه حد روابط مبتنی بر ضابطه و بیطرفی رایج است. 3- ماهیت نظام سیاسی. 4- نظام جزایی. به نظر تانزی، در بعضی کشورها فساد زیر سر رهبران سیاسی است. در بعضی دیگر، فساد از کارکنان دولت و کارمندان شهرداری سرچشمه میگیرد و در بعضی کشورها هم هر دو گروه دست به کار فسادند. وی همچنین میگوید دولتهایی هم که با برنامههای آرمانگرایانۀ قوی یا انقلابی به قدرت میرسند، ممکن است بتوانند مدتی با اتکا به آرمانها و شور انقلابی فساد را کنترل کنند، ولی به محض فرو نشستن تب آرمانگرایی و انقلابیگری، فساد در آنها ریشه میگیرد و گسترش مییابد. معمولا در نظامهای دموکراتیک واقعی، فساد رهبران و مسئولان سیاسی مهار یا افشا میشود و به ندرت به سطح افراطی موجود در حکومتهای استبدادی میرسد. خوان لینتز، دانشمند سیاسی (2013-1926) نیز معتقد است در بین نظامهای غیردموکراتیک، نظام سلطانی بیش از همه مستعد فساد است؛ زیرا در نظام سلطانی، مشروعیت کاریزماتی
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - مصطفی میرسلیم، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در شبکه اینترنتی دانشگاه تهران، با یک جمله قصار و بسیار صادقانه، از ریشه اصلی مشکلات و مصائب ایران امروز پرده برداشت: "من کاری به نظر مردم ندارم!"او این جمله را در پاسخ به سوال مجری برنامه درباره خواست اکثریت مبنی بر فیلتر نشدن اینستاگرام گفت و افزود که اگر اکثر مردم هم اشتباه بکنند و خواستار استفاده از این شبکه باشند، ما نمی توانیم به خاطر اکثریت این کار (باز کردن اینستاگرام) را بکنیم. ببینید | میرسلیم ، نماینده مجلس: من کاری با نظر مردم ندارم؛ اینستاگرام باید قطع شوددر این یادداشت، درباره موضوع باز یا بسته بودن اینستاگرام سخنی نمی گوییم و دو نکته اساسی را بیان می داریم:1 - این که نماینده مردم در مجلس بگوید من با نظر مردم کاری ندارم، از عجائب روزگار است ؛ مانند آن است که وکیلی بگوید من به آنچه موکلم گفته کاری ندارم و مثلاً اگر موکلم در صدد دریافت سود خود از شرکت طرف دعواست، من خودم تشخیص می دهم که موضوع دیگری مانند لزوم تغییر آدرس شرکت را پیگیری کنم؛ همیین قدر مضحک و همین قدر رسوا!اگر یک مقام انتصابی این حرف را می زد، کمتر شرم آور بود تا کسی که نام "نماینده مردم" را با خود یدک می کشد و همان صندلی سبز پارلمان را مستقیماً مدیون مردم است.البته که وقتی دایره انتخاب مردم محدود شود و بسیاری از شایستگان نتوانند وارد مجلس شوند، فردی مثل میر سلیم وارد مجلس می شود و خود را بیش از ان که وامدار مردم بداند، وامدار جریانی می شمارد که رقبایش را حذف و راه را بر او هموار کردند. جمله تاریخی "من با نظر مردم کاری ندارم" تنها از دهان چنین نماینده ای می تواند خارج شود.اگر بخواهیم جایزه صادقانه ترین جمله سال را به کسی بدهیم، حتماً میرس
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - پستمدرنیسم (Postmodeism ) در واقع جنبشی فکری و فرهنگی و روشنفکرانه است که مدرنیته و مدرنیسم را نفی میکند و یا دست کم رویکردی تشکیکآمیز به ارزشهای عصر مدرن دارد.این واژه را ظاهرا اولین بار یک نقاش انگلیسی به نام جان چاپمن در اواخر قرن نوزدهم و در توصیف نوعی از نقاشی به کار برد که نوتر و پیشتازتر از نقاشی آن زمان بود.در سال 1917 نیز رودولف پانویتز، فیلسوف آلمانی، این واژه را در کتاب "بحران فرهنگ اروپایی" و در توصیف نیهیلیسم و سقوط ارزشهای فرهنگی اروپا به کار برد.در نیمۀ دوم قرن بیستم، فیلسوفانی چون میشل فوکو، ژاک دریدا، ژان فرانسوا لیوتار و ریچارد رورتی نیز متفکرانی پستمدرن محسوب میشدند. البته برخی از متفکران پستمدرن، مثل فوکو، خودشان را پستمدرن نمیدانند.در مجموع پستمدرنیسم تا حدی دچار ابهام در تعین و تشخص است ولی دست کم میتوان گفت که سرشتی سلبی دارد که همانا نفی مدرنیته است. مهمترین نمود این نفی، شاید نفی فراروایتها و به رسمیت شناختن خردهروایتها باشد.ژان فرانسوا لیوتار در واقع پستمدرنیسم "یونیورسالیسم" را نفی میکند و با جهانشمول بودن ارزشهای غربیِ عمدتا لیبرالیستی مخالف است.دربارۀ نفی فراروایتها و به رسمیت شناختن خردهروایتها، مثلا یکی از مدلولهای منطقی نگرش پستمدرنیستی این است که در بحث از پیدایش هستی، روایت علم یک روایت است و روایت فلان قبیلۀ سرخپوست در آمریکای لاتین یا فلان قبیلۀ سیاهپوست در آفریقا نیز یک روایت است؛ و این روایتها باید با یکدیگر وارد گفتوگو شوند و فراروایت علم نباید خردهروایت آن قبایل را حذف کند.پستمدرنیسم حاوی نگرشهایی انتقادی به انگارههای مدرن است و این نگرشهای انتقادی در فلسفه و ادبیات و هنر و فرهنگ و معماری و
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
هم میهن نوشت: انتشار خبر پلمب چند واحد صنفی در تهران، شهرری، شیراز و چند شهر دیگر به دلیل رعایت نکردن پوشش در روزهای اخیر خبرساز شده است.این اتفاق در شرایط کنونی اقتصادی با معیشت کارکنان این واحدها ارتباط تنگاتنگی دارد و میتواند معاش آنها را به خطر بیاندازد. کارشناسان تاکید میکنند براساس قوانین نمیتوان به دلیل رفتار ولو متخلفانه یک فرد، یک کسب و کار را تعطیل کرد. این در حالی است که مشاور رئیسجمهور معتقد است که عموما در فضاهای کسب و کارهای متمول موضوع پوشش کمتر و یا اصلا رعایت نمیشود.این روزها شاهد برخی از برخوردها از سوی اماکن هستیم، خروجی این تصمیم پلمب شدن چند واحد صنفی هست که از قضا تعدادی از آنها داروخانه هستند. با تعطیلی هر کسب و کاری وضعیت معاش بیشازپیش بهخطر میافتد، تنش و مناقشه میان مردمی با تفکرات مختلف شدت میگیرد و احساس امنیت روانی در جامعه دچار مخاطره میشود. در این شرایط معلق ماندن میان دو مفهوم حقوق انسانی و حق بر معاش شدت میگیرد و همه اینها بر سر یک مسئله است؛ حفظ پوششی که عدهای آن را اجباری و گروهی دیگر آن را قانونی میخوانند.در روزهای اخیر شاهد انتشار اخباری مبنی بر پلمب شدن چند واحد تجاری، داروخانه، کافیشاپ و... بهدلیل آنچه عدم رعایت پوشش، بودیم. جالب آنکه چند روز بعد از انتشار این اخبار سازمان غذا و دارو دستورالعمل نحوه پوشش کارکنان داروخانه را ابلاغ کرد که از بر اساس آن کارکنان خانم ملزم (اعم از مسئول فنی و سایر کارکنان) به پوشیدن مقنعه مشکی شدهاند. اشاره کرد. همچنین کلیه کارکنان غیر داروساز داروخانه باید از روپوش با رنگ سبز یا آبی استفاده کنند. ضمن اینکه کلیه داروخانهها موظف به الصاق ضمیمه این دستورالعمل در معرض دید مراجعین دارو
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی
عصر ایران - پولشویی (Money Laundering) عبارت است از فرایند تبدیل مبلغی پول که منشأ غیرقانونی دارد به دارایی یا پولی که دارای وجهۀ قانونی است. این پول معمولا از طریق قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی، فعالیتهای تروریستی، ارتشا و راههای نامشروعی از این قبیل به دست میآید. مشکل تطهیر پول زمانی بوجود میآید که اینگونه پولها وارد اقتصاد و نهادهای مالی کشورها میشوند.ظاهرا منشأ اصطلاح پولشویی به مالکیت مافیا بر شبکهای از لباسشوییهای ماشینی آمریکا در دهۀ 1930 برمیگردد. در آن سالها گانگسترهایی مثل آلکاپون، پولهای کلانی را که از راه اخاذی و باجگیری، قمار، جنایت، فحشا و قاچاق مشروبات الکلی به چنگ آورده بودند، از طریق به کار انداختن در شبکههای رختشویخانهای تطهیر میکردند تا منشأ پول به چنگ آمده گم شود و قابل ردیابی نباشد.آلکاپون و دار و دستۀ او صاحب بیش از صدها رختشویخانه در داخل و اطراف شیکاگو بودند. در آن دوره، افراد اندکی به آب لولهکشی شده دسترسی داشتند و از این افراد هم تعداد محدودتری دارای ماشین لباسشویی بودند. در نتیجه، استفاده از رختشویخانههای تجاری بسیار رایج بود. آنها پول بدست آمده از فروش نوشیدنی الکلی را مخفی کرده و آنرا به عنوان پول بدست آمده از اداره رختشویخانهها معرفی میکردند.آلکاپون و افراد همصنف او، پول غیرقانونی بوجود آمده از انواع مختلف فعالیتهای مجرمانه را با پول تمیز در کسبوکارهای برپایۀ پول نقد، مانند خشکشوییها و رستورانها ترکیب میکردند. به عبارت دیگر، آنها "پول کثیف" (Dirty Money) خود را میشستند و تلاش میکردند که ظاهر آن، تمیز و قانونی به نظر برسد.پولشویی، سود حاصل از خلافکاری و فساد را به داراییهای ظاهرا مشروع تبدیل میکند.
برچسب:
نویسنده: آراد محمودی